اصول قصه‌گویی (Storytelling) در صحبت‌های روزمره برای جذاب‌تر شدن

چطور با اصول قصه‌گویی، صحبت‌های روزمره خود را جذاب‌تر کنیم؟



زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه



تعداد کلمات: 1230 کلمه


خلاصه کلیدی مقاله

قصه‌گویی در صحبت‌های روزمره، هنری است که به شما کمک می‌کند به جای یک هم‌صحبتِ معمولی، به یک فرد کاریزماتیک و جذاب تبدیل شوید. با استفاده از یک ساختار ساده شامل «شروع، چالش و نتیجه»، همراه با کمی چاشنی جزئیات حسی و صداقت، می‌توانید هر خاطره ساده‌ای را به یک ماجرای به‌یادماندنی تبدیل کنید. این مهارت به شما اجازه می‌دهد در هر جمعی، از دوستانه گرفته تا کاری، بیشترین توجه را به خودتان جلب کنید.


فهرست جامع مطالب مقاله (کلیک برای بستن/باز کردن)

چرا قصه‌گویی در گفتگوهای ساده، ورق را به نفع شما برمی‌گرداند؟

شاید در نگاه اول فکر کنید قصه‌گویی فقط مخصوص نویسنده‌ها، فیلم‌نامه‌نویسان یا سخنرانانِ بزرگ است. اما واقعیت این است که ما انسان‌ها به طور ذاتی، عاشق شنیدن داستان هستیم. وقتی شما یک خاطره را به شکل داستان تعریف می‌کنید، مغز مخاطب وارد حالت هم‌دلی می‌شود و دقیقاً همان حس‌هایی را تجربه می‌کند که شما در آن لحظه داشتید.

در فرهنگ ما ایرانی‌ها، «چای خوردن و حرف زدن» بخشی از هویت اجتماعی ماست. کسی که بلد است چطور حرفش را در قالب یک روایت جالب بیان کند، همیشه در مرکز توجه جمع قرار می‌گیرد. اگر بخواهید بدانید چطور با لحن صحبت خود روی دیگران تاثیر مثبت بگذاریم؟، قصه‌گویی بهترین ابزاری است که می‌توانید به آن مجهز شوید.

وقتی فقط به صورت خشک گزارش می‌دهید که «امروز رفتم بانک و شلوغ بود»، کسی برای شنیدن ادامه‌ی ماجرا هیجان‌زده نمی‌شود. اما اگر تعریف کنید که «امروز در صف بانک با کسی برخورد کردم که دقیقاً همان مشکلی را داشت که من سال‌ها پیش با آن درگیر بودم»، ذهن مخاطب بلافاصله درگیر می‌شود. این همان تفاوتِ بزرگ میان یک گزارش ساده و یک داستانِ شنیدنی است.

ساختار مهندسی‌شده یک داستان کوتاه در محاوره چیست؟

یک داستان عالی برای صحبت‌های روزمره لازم نیست طولانی یا پیچیده باشد. در واقع، بهترین داستان‌ها همان‌هایی هستند که در کمتر از دو دقیقه تمام می‌شوند. ساختار استاندارد آن شامل سه بخش ساده است: موقعیت اولیه، تنش یا چالش، و گشایش.

برای اینکه حرف‌هایتان عمق پیدا کند، باید یاد بگیرید چطور تنش را وارد داستان کنید. تنش یعنی همان «مشکل»؛ بدون مشکل، هیچ داستانی شکل نمی‌گیرد. مثلاً وقتی می‌خواهید از خرید یک گوشی دست‌دوم تعریف کنید، به جای گفتنِ «گوشی را خریدم و سالم بود»، داستان را با استرس خودتان شروع کنید: «اصلاً فکر نمی‌کردم بشود اعتماد کرد، اما وقتی در حال تست کردن بودم، یاد نکات راهنمای خرید گوشی دست‌دوم؛ چه نکاتی را قبل از واریز پول تست کنیم؟ افتادم و با همان تست‌های ساده فهمیدم فروشنده آدم منصفی است.» اینجا شما هم داستان تعریف کردید، هم به یک تجربه کاربردی اشاره کردید.

شخصی که در حال تعریف کردن داستان برای دوستانش در یک محیط صمیمی است

چطور از جزئیات حسی برای زنده کردن روایت استفاده کنیم؟

جزئیات همان چیزی هستند که ذهن مخاطب را قلقلک می‌دهند و باعث می‌شوند داستان شما در ذهنشان حک شود. به جای استفاده از صفاتِ کلی مثل «خیلی قشنگ بود»، از حواس پنج‌گانه استفاده کنید. به یاد داشته باشید که تکنیک‌های افزایش هوش کلامی و حاضر‌جوابی محترمانه به شما کمک می‌کند در انتخاب کلمات دقیق‌تر و هوشمندانه‌تر عمل کنید. به جای اینکه بگویید «قهوه فروشی خوبی بود»، بگویید «بوی قهوه تازه جوری در کل مغازه پیچیده بود که همان لحظه هوس کردم یک فنجان بنوشم».

روش معمولی روش قصه‌گو
غذا عالی بود. عطری که از ترکیب زعفران و زرشک بلند شده بود، اشتهای همه را در لحظه باز کرد.
خیلی خسته بودم. پاهایم طوری درد می‌کرد که انگار کیلومترها پیاده‌رویِ کوهستانی کرده بودم.
هوا خیلی گرم بود. آفتاب مستقیم جوری به آسفالت می‌تابید که انگار خیابان داشت بخار می‌شد.

چه اشتباهاتی داستان شما را در میانه راه خراب می‌کند؟

یکی از بزرگترین اشتباهات، دادن اطلاعات اضافی و حاشیه‌ای است. اگر داستان شما درباره این است که چطور یک دسر درست کردید، لازم نیست کل تاریخچه آشپزی خود را تعریف کنید. مستقیماً سراغ اصل مطلب بروید. برای یادگیری بهتر این موضوع، می‌توانید نگاهی به ۵ ایده جذاب برای تزیین دسر پودینگ تک‌نفر بیندازید؛ ببینید چطور با تمرکز روی جزئیات کوچک، نتیجه‌ای چشم‌گیر ایجاد می‌کنند. پرحرفی و حاشیه‌پردازی، دشمن شماره یک جذابیت در قصه‌گویی است.

۷۰٪
تحقیقات در حوزه علوم اعصاب نشان می‌دهد که افراد ۷۰ درصد بیشتر از «آمار و ارقام»، «داستان‌ها» را در حافظه بلندمدت خود ذخیره می‌کنند.

گام‌های عملی برای تبدیل شدن به یک قصه‌گوی ماهر

برای تمرین، از محیط‌های امن مثل جمع خانواده یا دوستان صمیمی شروع کنید. سعی کنید هر روز یک اتفاق کوچک از روزتان را انتخاب کنید و آن را با فرمول «اتفاق، واکنش، نتیجه» بازگو کنید. لازم نیست حتماً ماجراجویی‌های بزرگ داشته باشید؛ گاهی اوقات آموزش پخت شیرینی دانمارکی بازار در خانه و شکست‌ها و پیروزی‌هایتان در آن، می‌تواند یک داستان فوق‌العاده شنیدنی باشد که دیگران را ساعت‌ها میخکوب کند.

همیشه سعی کنید پایان‌بندی محکمی داشته باشید. اگر داستان شما بی‌مقدمه تمام شود، مخاطب احساس می‌کند وقتش تلف شده است. یک جمله نهایی مثل «خلاصه اینکه درس بزرگی گرفتم» یا «از آن روز به بعد دیدگاهم کاملاً عوض شد» می‌تواند یک پایان حرفه‌ای برای روایت شما باشد.

فوت کوزه‌گری برای درخشش در گفتگوهای گروهی

به عنوان کسی که سال‌هاست روی ارتباطاتِ کلامی کار کرده، به شما می‌گویم که «مکث» مهم‌ترین ابزار شماست. درست قبل از گفتن بخش حساس یا خنده‌دار داستان، یکی دو ثانیه سکوت کنید. این کار باعث می‌شود مخاطب با تمام وجود به شما گوش دهد. همچنین، مراقب زبان بدن خود باشید؛ دست‌های باز و ارتباط چشمی به اندازه خودِ کلمات اهمیت دارند.

محیط دوستانه در کافه که نشان‌دهنده یک گفتگوی گرم و صمیمی است

در نهایت، همیشه یادتان باشد که قصه‌گویی یک مهارت است، نه یک استعدادِ مادرزادی. هر چقدر بیشتر تمرین کنید، کلمات راحت‌تر در ذهن شما چیده می‌شوند. برای اینکه در قرارهای اجتماعی یا نیمه‌رسمی هم بدرخشید، علاوه بر داستان، رعایت استایل هم مهم است؛ مثلاً با خواندنِ راهنمای کامل ست کردن کت تک اورسایز برای قرارهای نیمه‌رسمی، ظاهر خود را هم متناسب با کلامتان جذاب و حرفه‌ای کنید تا همان‌قدر که کلامتان گیراست، استایل شما هم زبانزد باشد.

آیا برای قصه‌گویی حتماً باید اتفاقات هیجان‌انگیز داشته باشیم؟

به هیچ وجه! هنر قصه‌گویی یعنی اینکه حتی از خرید نان یا یک پیاده‌روی ساده هم یک روایت شنیدنی بسازید. مهم طرز نگاه شما به آن اتفاقِ معمولی و نحوه روایت کردنِ شماست.

اگر وسط داستان یادم رفت چه بگویم، چه کار کنم؟

خونسرد باشید! می‌توانید با یک لبخند بگویید «بقیه ماجرا جالب‌تر هم می‌شود» و از مخاطب بپرسید «به نظرت بعدش چه شد؟». این کار گفتگو را تعاملی می‌کند و استرس شما را از بین می‌برد.

آیا می‌توانیم از کلمات عامیانه در قصه‌گویی استفاده کنیم؟

بله، اتفاقاً کلمات عامیانه داستان را صمیمی‌تر می‌کنند. فقط مراقب باشید که لحنتان از دایره احترام خارج نشود.

چطور بفهمیم مخاطب از داستان ما خسته شده است؟

به زبان بدن مخاطب دقت کنید؛ اگر زیاد به ساعت نگاه می‌کند، از شما رو برمی‌گرداند یا گوشی‌اش را چک می‌کند، یعنی باید داستان را به سرعت جمع کنید و به سراغ موضوع دیگری بروید.

آیا این تکنیک‌ها برای روابط عاطفی هم کارایی دارد؟

صد در صد. قصه‌گویی باعث نزدیکی عاطفی می‌شود، به شرطی که صادقانه باشد و درگیر نشانه‌های یک رابطه عاطفی سمی و زنگ خطرهایی که نباید نادیده گرفت نباشید تا صمیمیت شما سالم باقی بماند.


اشتراک گذاری:

sinaabbasi

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

12 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *